نخل جنوب
آبادان
ایام فاطمیه دل فاطمه(س) را شاد کنیم دقیق تر نگاه کنیم ... آموزشیم تموم شد مالک اشتر اراک رو هم بدرود گفتم افتادم اصفهان ایشالا پنجشنبه ۷ اردیبهشت معلوم میشه کجای اصفهان باید خدمتمو ادامه بدم خیلی وقته به روز نکردم نه؟؟؟؟؟ میخوام یه سری تصاویر ماهواره ای از تهران و شمال کشور بزارم بسیار زیباست اول لینک سایت منبع رو میزارم و در ادامه مطلب تصاویر را به تصویر زیر نگاه کنید ساخت بزرگراه در دل جنگل با کمترین خسارت به محیط زیست ما کجاییم و آنها کجا؟؟؟؟ به طبیعت احترام بگذاریم روز طبیعت را پاس بداریم و به فرزندانمان بیاموزیم طبیعت مادر همه ماست روز طبیعت مبارک برید ادامه مطلب شاید برای همه ما این سوال پیش امده باشد که چرخ خیاطی چگونه کار میکند؟ و چگونه چنین دوخت های ریز و ظریف بدون ذره ای خطا در پی هم قرار میگیرند؟ برای پی بردن به این موضوع به تصویر زیر دقت کنید. جالبه نه؟؟؟ از همه دوستانی که در این مدت منو فراموش نکردند تشکر میکنم جبران میکنم یه هفته ای ابادانم باز برمیگردم اراک مرکز آموزشی نیروی انتظامی مالک اشتر اراک گردان ذوالفقار(۴) گروهان ایثار(۲) کد شناسایی ۱۳۸ گروه ۱۱ ستون ۴ دوستان من یکم اسفند اعزامم کجا؟؟؟؟؟ سربازی پادگان مالک اشتر اراک فکر نکنید دیگه رفتم که رفتم ها کوچیکترین فرصتی گیرم بیاد میام به وبلاگم جواب دوستانو میدم به روز هم میکنم ولی نه مرتب مثل همیشه از همه دوستان که به من لطف دارن تشکر میکنم منو فراموش نکنید هاااا خاطراتم به اتش فراموشی نسوزه یاد منو تو خونه گرم و پر مهر دلاتون داشته باشید نزارید غبار فراموشی بین منو شما فاصله بندازه با کامنتاتون این غبارو بزدایید تو این مدت دلم واسه یه نفر خیلی تنگ میشه برام دعا کنید جمعه۲۱بهمن عروسی داداشم بود واسه همین سرم خیلی شلوغ بود یه مدته اصلا به اینترنت سر نزدم ان شالله عروسی من جبران میکنه البته داداشم دو سال ازم کوچیکتره ولی ازم سبقت گرفت دیگه مبارکش باشه ۲۲بهمن هم تولد مادرمه به مادرم دو بار تبریک میگم یکی واسه تولدش و دومی واسه دومادی پسرش مادرم تاج سرم دوست دارم تصویر والنتاین را با کسب اجازه از وبلاگ کلبه عشق گرفتم از همکاری سایه خانوم قدردانی میکنم. والنتاین مبارک سایتی که معرفی می کنم به شما کمک می کنه هواپیماهایی که اکنون بر فراز آسمان پرواز میکنند را به صورت زنده ببینید. سایت جالبی است و پروازها را روی نقشه به صورت زنده نشان میدهد. اطلاعات لحظه ای از طریق ۳۰۰ گیرنده رادار در نقاط مختلف جهان دریافت میشود. و آسیا و کشورهای عربی نیز پوشش داده میشوند که عمدتا در اروپا هستند و بخشهایی از امریکا اگر ماوس را روی هوایما کلیک کنید سمت چپ همه اطلاعات هواپیما نشان داده خواهد شد. هواپیماهای نظامی در این وب سایت نشان داده نمی شوند. کمی اگر دقیقتر نگاه کنید حرکت هواپیما را نیز میبینید. شما میتوانید حرکت هواپیماهای قاره های دیگر مثلا آسیا را نیز ببینید همشهریم تو وبلاگش یه سوال طرح کرده خوشحال میشم یه سر بهش بزنید و نظرتونو درمورد سوال طرح شده بدید وبلاگ دست نوشته های من به لینک زیر برو اسم خودتو بنویس و سپس روی کندو کلیک کن حالا دست دست دست..... بزن و بکوب حالا قر بده حالا کیکو ببر این کادوی مینا خانومه از وبلاگ فقط برای تیمم پرسپولیس ازش ممنونم الهه خانوم تو وبلاگ درباره الی برام تولد گرفته ازش ممنونم فاطمه خانوم هم در وبلاگ اغاز کسی باش که پایان تو باشد هم تولدمو تبریک گفته ممنون فاطمه خانوم شاد باشید به مناسبت کریسمس یه مهمونی ترتیب دادم همه تو مهمونی دعوتن تو هم دعوتی این پایین کارت دعوتتو گذاشتم کافیه برش داری برش دار دیگه کلیک کن شاد باشید امتحان فلسفه بود. استاد یک صندلی جلوی چشم دانشجویان گذاشت و سوال را روی تخته نوشت: "ثابت کنید این صندلی وجود ندارد". همه دانشجویان شروع به نوشتن کردند، جز یک دانشجو که همان اول جلسه برگه اش را تحویل داد. چند روز بعد نمره ها اعلام شد. تعجب آور بود، آن دانشجو بالاترین نمره را گرفته بود...!!!! او در جواب نوشته بود: . . "کدام صندلی؟؟؟؟؟" نتیجه: مسائل ساده را پیچیده نکنید. امروز یه روز خاص هم هست. امروز سوم دی روز تولد ماه هفت آسمونه البته منم متولد دی هستم چند روز دیگه بهم تبریک بگید شب یَلدا بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در اول ماه دی اطلاق میشود. بلندترین شب در نیمکره جنوبی اخرین شب خرداد در هر سال میباشد. نجار پیری بود، می خواست بازنشسته شود. او به کارفرمایش گفت که می خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی دغدغه در کنار همسر و خانواده اش لذت ببرد. کارفرما از اینکه دید کارگر خوبش می خواهد کار را ترک کند، ناراحت شد. او از نجار پیر خواست که به عنوان آخرین کار، تنها یک خانه دیگر بسازد. نجار پیر قبول کرد، اما کاملا مشخص بود که دلش به این کار راضی نیست. او برای ساختن این خانه، از مصالح بسیار نامرغوبی استفاده کرد و با بی حوصلگی، به ساختن خانه ادامه داد. وقتی کار به پایان رسید، کارفرما برای وارسی خانه آمد، کلید خانه را به نجار داد و گفت: " این خانه متعلق به توست. این هدیه ای است از طرف من برای تو". مایه تاسف بود! نجار اگر می دانست خانه ای برای خودش می سازد، حتما کارش را به گونه ای دیگر انجام می داد... گاه سکوت یک دوست معجزه میکند همیشه بودن در فریاد نیست
پروردگارا...... به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند گریه کنم برای کسانی که هیچگاه غم من را نخوردند لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواخنتند و عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند ..... دخترک فقیر دکمه ها را از جیب در آورد. آن ها را روی تن آدم برفی فرو کرد. عقب ایستاد و به آن نگاه کرد. لبخند زد حالا تو هم برای خودت یه دست لباس گرم داری. خاطرم نیست که تو از بارانی ، یا که از نسل نسیم فقط آهسته بگو . . با دلم می مانی وقتی در زندگی به یک در بسته رسیدی نترس و نا امید نشو... چون اگه قرار بود در باز نشود جای آن دیوار می گذاشتند...
هنوز هم بعد از اين همه سال، چهرهي ويلان را از ياد نميبرم. در واقع، در طول سي سال گذشته، هميشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگي را دريافت ميکنم، به ياد ويلان ميافتم ... گفتم نه گفت: تا حالا همه پولتو براي عشقت هديه خريدي تا سورپرايزش كني؟ گفت: اصلا عاشق بودي؟ گفتم: نه زندگي كوتاه است، قواعد را بشكن، سريع فراموش كن، به آرامي ببوس، واقعاً عاشق باش، بدون محدوديت بخند، و هيچ چيزي كه باعث خنده ات ميگردد را رد نكن
گفتم غذا پخته ام و این زیادی است ...
به او نگفتم که اگر فقط ده دقیقه سرکوچه بایستد حتما یک نفر را می بیند که
سطل آشغال بزرگ را می کاود برای یافتن لقمه ای نان !
دوروبرمان پر است از یتیم، نیازمند و کودکان خیابانی ...
یک محل را نذری میدهید، بی آنکه حواستان باشد
نیازمندان، زورشان به صف ایستادن نمیرسد
و اگر هم برسد، از لباسهایشان خجالت میکشند....
ادامه مطلب
ادامه مطلب





![]()
![]()
![]()

در اينصورت كره زمين مانند فردي ۴۶ ساله خواهد بود!
هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره ي سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم !
اما اين را ميدانيم كه در سن ۴۲ سالگي ، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.
اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود !
در اوايل هفته ي پيش ميمون هاي آدم نما به آدمهاي ميمون نما تبديل شدند!
و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت .
انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !!!
بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و...
حالا ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره ي ۴۶ ساله آورده است !!!
او از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است ..
او خودش را به نسبتهاي سرسام آوري زياد كرده ، و نسل ۵۰۰ خانواده از جانداران را منقرض كرده است!
سوختهاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است!
و الان هم مثل كودكي معصوم و بي تقصير ايستاده و به اين حمله ي برق آسا نگاه ميكند


کریسمس مبارک![]()

کادو هم باشه به وقتش![]()

زیرآب ، در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه شده نبود معنی داشت . زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب ، آن را باز می کردند . این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض می رفت و زیرآب را باز می کرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود . در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز می کردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد . صاحب خانه وقتی خبردار می شد خیلی ناراحت می شد چون بی آب می ماند .این فرد آزرده به دوستانش می گفت : « زیرآبم را زده اند. » این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است
دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت: یعنی باید دعا کنم هر روز دست، پا و یا صورت ۱۰۰ نفر زخم بشه تا.....
شانه هایش را بالا انداخت، راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...
دلم تنگ شده برای عزیزم
برای عزیزی که نمیدانستم فراقش برایم اینچنان گران افتد
همین یک روز و دو روز
این نیز بگذرد
لحظه دیدار نزدیک است
هر چه هستی گذرا نیست هوایت ، بویت
وقتی زندگی برایت خیلی سخت شد به یاد بیاور که دریای آرام، ناخدای قهرمان نمی سازد. ..
قابل اعتماد بودن ارزشمند تر از دوست داشتنی بودن است. ..
نگو: شب شده است. .. : بگو صبح در راه است
ويلان پتي اف، کارمند دبيرخانهي اداره بود. از مال دنيا، جز حقوق اندک کارمندي هيچ عايدي ديگري نداشت. ويلان، اول ماه که حقوق ميگرفت و جيبش پر ميشد، شروع ميکرد به حرف زدن ...
روز اول ماه و هنگاميکه که از بانک به اداره برميگشت، بهراحتي ميشد برآمدگي جيب سمت چپش را تشخيص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود.
ويلان از روزي که حقوق ميگرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته ميکشيد، نيمي از ماه سيگار برگ ميکشيد، نيمـي از مـاه مست بود و سرخوش...
من يازده سال با ويلان همکار بودم. بعدها شنيدم، او سي سال آزگار به همين نحو گذران روزگار کرده است. روز آخر کـه من از اداره منتقل ميشدم، ويلان روي سکوي جلوي دبيرخانه نشسته بود و سيگار برگ ميکشيد. به سراغش رفتم تا از او خداحافظي کنم.
کنارش نشستم و بعد از کلي حرف مفت زدن، عاقبت پرسيدم که چرا سعي نمي کند زندگياش را سر و سامان بدهد تا از اين وضع نجات پيدا کند؟
هيچ وقت يادم نميرود. همين که سوال را پرسيدم، به سمت من برگشت و با چهرهاي متعجب، آن هم تعجبي طبيعي و اصيل پرسيد: کدام وضع؟
بهت زده شدم. همينطور که به او زل زده بودم، بدون اينکه حرکتي کنم، ادامه دادم:
همين زندگي نصف اشرافي، نصف گدايي!!!
ويلان با شنيدن اين جمله، همانطور که زل زده بود به من، ادامه داد:
تا حالا سيگار برگ اصل کشيدي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا تاکسي دربست گرفتي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا به يک کنسرت عالي رفتي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا غذاي فرانسوي خوردي؟
گفتم: نه !
گفت: تا حالا يه هفته مسکو موندي خوش بگذروني؟
گفتم: نه !
گفت: خاک بر سرت، تا حالا زندگي کردي؟
با درماندگي گفتم: آره، ...... نه، ..... نمي دونم !!!
ويلان همينطور نگاهم ميکرد. نگاهي تحقيرآميز و سنگين ....
حالا که خوب نگاهش ميکردم، مردي جذاب بود و سالم. به خودم که آمدم، ويلان جلويم ايستاده بود و تاکسي رسيده بود. ويلان سيگار برگي تعارفم کرد و بعد جملهاي را گفت. جملهاي را گفت که مسير زندگيام را به کلي عوض کرد.
ويلان پرسيد: ميدوني تا کي زندهاي؟
جواب دادم: نه !
ويلان گفت: پس سعي کن دست کم نصف ماه رو زندگي کني
هر 60 ثانيه اي رو كه با عصبانيت، ناراحتي و يا ديوانگي بگذراني، از دست دادن يك دقيقه از خوشبختي است كه ديگر به تو باز نميگردد
| Design By : Pichak |



امروز ۲۲ دی روز تولدمه




















